قند پارسی
به مناسبت روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار
بی شک می توان گفت ما پارسی زبانان از غنی ترین و زیباترین ادبیات جهان بهره میبریم.
در ادبیات فارسی از که-به قول زنده یاد؛دکتر شریعتی –«باید باشد اما نیست» مفاهیمی سخن به میان می آید.
"ادب پارسی از طبیعت جداناپذیر است،از آن می آموزد و نوروز را می آفریند.آبستن عشق میشود و نوزادی می زاید که هدف آفرینش،مقصود اوست.
طفلی که حماسه آفرین میشود؛زیبایی و شکوه طبیعت را می زید و عشق را...
و اینک از عشق می گوید؛از فراق و وصال؛از وادی حیرت ،رضا... و فنا...
عرفان را زندگی می کند؛هفت شهر عشق را به دنبال مقصود خویش می پوید، آن را می یابد و دیگران را نیز به آن می خواند!
پوییدن راهی که نهایت خلقت است...
اندک اندک پا از زمان فراتر می گذارد.به اجتماع روی می آورد و از آزادی همنوعانش می گوید؛ بر مصلوبان آن می تازد و...
به تدریج بستر و هیبت و سخنان این کودک دست خوش تغییراتی می شود؛اما همان قند پارسی است با همان پیشینه...."
نثر و شعر فارسی از لحاظ زیبایی ظاهری و آراسته شدن به صنایع بی بدیل ادبی، نیز بی مانند و منحصر به فرد است و ذهن انسان را به کاویدن وا می دارد و از اینکه خواننده تنها با چشم بخواند سخت او را برحذر می دارد.توصیه ی آن،با جان خواندن است.
سرانجام به مدد" ترکان پارسی گوی" و به اعتبار نام آنان زبان در کام و قلم باز می ماند و روی خجل! که چگونه می شود بزرگانی چون فردوسی،سنایی،نظامی،عطار،سعدی،مولانا، حافظ و... و آثار متععد و بی مانند آنان را در قالب کلمات گنجاند؟!
روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار گرامی باد*
امید است که این دفتر بانگی باشد همچو "نی عشق"،همراه باشد با هر که از یاری بریدست،پرده هایش را بدراند و هر عاشق هجرن دیده ای را به نیستان وجودی اش پیوند زند... "ما ز بالایم و بالا میرویم ما زدریاییم و دریا میرویم"